تبليغاتX
کافه کلمات
پایگاه تخصصی شعر و موسسه انتشاراتی مهدیار جوان
آثار جدید هادی خوانساری:
             

«هاوانا، بیروت، آبادان» و «از آفریقا سیاه دیده می شویم»

مجموعه های تازه منتشر شده از هادی خوانساری

امسال دو مجموعه شعر از هادی خوانساری شاعر و تئوریسین غزل پیشرو با عنوان «هاوانا، بیروت، آبادان» (شناسنامه‌ای از غزل پیشرو) و «از آفریقا سیاه دیده می‌شویم» (45شعر عاشقانه و ضدجنگ) شعرهای سپید به نمایشگاه آمده است. مجموعه‌ی «هاوانا، بیروت، آبادان» بعد از چند سال با کلی خود‌سانسوری از طرف شاعر و‌... به چاپ رسیده که دارای مستندات فراوانی در حوزه‌ی تاریخچه و اتفاقات غزل پیشرو است و البته در باب پست‌مدرنیته در غزل هم حرف کم ندارد که به همان سال‌های دور می‌رسد که دوستان‌مان تشریف نداشتند‌. مانیفست غزل پیشرو و مطالب آمده در «چه‌ریک‌های جوان» هم به دلیل توقیف و جمع‌آوری «چه‌ریک‌ها» در آن سال‌ها در این مجموعه آمده است و بریده‌ جراید و نظرات و مقالاتی در باب غزل پیشرو و یا آثار هادی خوانساری از صاحب نامانی چون سیمین بهبهانی، محمد‌علی بهمنی‌، مسعود احمدی، شمس لنگرودی‌، دکتر بهزاد خواجات، یزدان سلحشور، دکتر سید‌علی میر‌باذل، حمیدرضا شکارسری، کریم رجب‌زاده و مقالاتی دیگر از دوستان ارجمند ازجمله دکتر نادر بختیاری، مهدی وزیر‌بانی و حامد ابراهیم‌پور که همه زینت این مجموعه شده‌اند‌. هم‌چنین 75 غزل که گزیده‌ای از آثار قدیم و جدید هادی خوانساری است در این مجموعه آمده است. این مجموعه روشن‌گر علمی منطقی و مستندی بر بسیاری از اتفاقات و ادعاها در حوزه‌ی غزل دو دهه‌ی اخیر است و می‌تواند فضای روشن‌تری را در برابر دوستان جوان در این حوزه قرار دهد تا به دام عوام‌فریبی و شارلاتانیسم نیافتند. شاعر این مجموعه را به «امام موسی‌صدر که راز گل سرخ را فهمید و در پی زیبایی‌اش ناپدید شد و جمهوری کوچک‌مان» تقدیم کرده و در چند سطری به استاد حسین منزوی و غزل‌سرایان پیشرویی که در این سال‌ها کم‌تر از آن‌ها نامی برده شده ادای احترام نموده است.


+ نوشته شده در  91/02/26ساعت 14:59  توسط مهلا باران | 

تصــــادف


هادی خوانساری


از مسیر جاده ردنگشته‌ای که می‌رسد


ناگهان شبیه بارش تگرگ و زلزله


دست تو گرفته می‌برد به قهوه‌خانه‌ها


گیج و ویج خوابی از ستاره‌ می‌چکد بلند


می‌شوی اتوکشیده عطر می‌زنی و او


با تو می‌رود به سینمای شاعرانه‌ها


شعر اگر که شعر باشد و ترانه مثل تو


عاشقانه و قدم‌زنان بهار می‌رسد


مثل گنجی از طلا که زیر آب رفته است


برق او همیشه سحر می‌کند ستاره را


چشم او همیشه سرمه‌ای و می‌برد تو را


به مجالس بزرگ رقص و عاشقانه‌‌ها


شعر عاشقانه چون زن یگانه‌ای‌ست که


می برد تو را به لحظه‌های کشفی از جنون


با لباس تور قرمزش که آتش است و آه


لحظه‌ی تصادف است و شعر می‌رسد خدا


ترمزم کجاست این جنون چه لحظه‌ای‌ست هی


این چه لحظه‌ی رسیدن است ای ترانه‌ها


زیر آب رفته‌ای که مثل خواب می‌رسد


مثل گله‌های وحشی ستاره از غروب


مثل سینه‌سرخ‌های عاشق از دل جنوب


با تو عاشقانه و پرافتخار می‌رود


شب‌نشینی تمام کافه‌ها، شبانه‌ها


+ نوشته شده در  91/02/26ساعت 14:45  توسط مهلا باران | 
          

انتشارات مهدیار جوان

از کتابهای تازه منتشر شده نشر مهدیار جوان در بیست و پنجمین
 
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران راهروی 23 غرفه 14 دیدن


 نمایید.

هاوانا، بیروت، آبادان (شناسنامه ای از غزل پیشرو) : مجموعه
 
شعر هادی خوانساری

پاهایم کوتاه است : مجموعه داستان سپیده نازیار

همین لبخند ساده : مجموعه شعرهای سپید : جاوید محمدی


 (انتشارات فراگاه)

+ نوشته شده در  91/02/16ساعت 12:50  توسط مهلا باران | 


نــجـات



هادی خوانساری


زیبایی‌ات ستاره‌ی سرخی است در فلق

لبخندت آشیانه‌‌ی گنجشک‌های شهر

وقتی که جنگ نیمه شب از راه می‌رسد

لبخندت آفتاب شده جای‌جای شهر

وقتی که تانک پنجره‌‌ی خانه را شکست

وقتی گلوله طعنه به باران زد و گذشت

کشتی شهر را به تو دادند و بعد از آن

دیدم که عاشقانه شدی ناخدای عشق

ای گیسوان شب‌زده‌ات روزگار من

زیبایی‌ات نجات‌دهنده است بین جنگ

کشتی شهر را به سلامت عبور ده

از ابتدای فاجعه تا انتهای شهر

از بین خون و و آتش و شب از میان دود

در لحظه‌های عاشقی‌ام توی کوچه‌ها

رقصیده‌ام کنار تو با این چریک‌ها

رقصیده‌ام کنار تو از ابتدای شهر

ترسی ندارم از غم مردن چه کوچک است

ترسم فقط تلف شدن بی‌ترانه است

زیبا‌یی‌ات نجات‌دهنده است عشق من

دست مرا بگیر و ببر پا‌به‌پای شهر

زیبا‌‌یی‌ات ستاره‌ی سرخی است در فلق

لبخندت آشیانه‌ی گنجشک‌های شهر

وقتی که جنگ نیمه‌شب از راه می‌رسد

+ نوشته شده در  91/02/03ساعت 12:44  توسط مهلا باران | 



خلــیج فارس تا هــــی ...


هادی خوانساری


چشم مرا بستند اما هی کبوترهای آزادی ...


دست مرا بستند پا سلول من جای قشنگی بود


نام تو آزادی است ؟ نه ! باور نمی‌کردند اما ما


چندین نفر آواز دریا را، ولی نه ! نغمه‌ی داوود


نام تو باران ؟ نه ! ستم ؟ نه ! ظلم ؟ نه !


انسان ؟ نه ! طوفان ؟ نه !


چشم من را بستند ما درگیر‌و‌د‌ار کشف رمز صبح


آزادی و من، من و انسان، هر سه را بردند پوتین‌ها


یک ماه حتی نو را ... تاریخ هم در آن فضا فرسود


میدان آزادی زنی زیبا میان دود و ماشین‌ها


سربازها هم عکس می‌گیرند با این زن و می‌خوابند


اما اگر که یک قدم بردارد او له می‌شود زیر ...


یادم نمی‌آید ولی در امتحان ترم آخر بود


گاهی صدای موج، گاهی باد، گاهی ناله‌ی مستی


ساعت عجب فحش بزرگی بوده در آن شهر بی‌قانون


این اعتراف تو بیا امضا کن آن را، ساعت چند است ؟


معشوقه‌ی من کو ؟ به گلدان‌ها ندادم آب چندین رود


از قلب من سمت خلیج فارس می‌ریزد به رگ‌هایم


خودکار من با یک خشاب از چند واحد پاس کردم خون ؟


صبحانه روی میز آماده است عزیزم، ساعت چند است ؟


از قلب من پرواز می‌کردند بین خون و آتش، دود


چشم مرا بستند اما هی کبوترهای آزادی ...

+ نوشته شده در  91/01/25ساعت 12:25  توسط مهلا باران | 

(برای دریافت فایل PDF مصاحبه هادی خوانساری به صفحه 9 روزنامه آرمان به آدرس زیر رجوع نمایید)

http://www.armandaily.ir/


روز شنبه مورخ 1390/12/20 روزنامه آرمان مصاحبه اختصاصی از هادی خوانساری تئوریسین غزل پیشرو را با عنوان (فروتنی در کار حرفه ای خیانت است) به چاپ رسانده که تا حد مقدور روشنگر جریان غزل پیشرو از دهه هفتاد تا کنون است و می تواند بعضی ها را که خود را به خواب نزده اند بیدار کند و اگاهی رسان باشد و البته راجع به نامگذاریهای جعلی وتاریخ سازی کردن همچنین. به هر صورت از همه دوستان تقاضا می کنم این مصاحبه را مطالعه کرده و به دیگران نیز اطلاع رسانی کنند.

+ نوشته شده در  90/12/20ساعت 10:51  توسط مهلا باران | 


اشتراک

نوجوانان از دختران


پرده‌برداری می‌کردند


و سیاست‌مداران زیر نور فلاش


آن‌ها را می‌کشتند


نوجوانان


دیوانه‌وار می‌رقصیدند


در رودخانه‌ی الکل شنا می‌کردند


بی‌مهابا عشق می‌ورزیدند


و سیاست‌مداران


آن‌ها را برای کشته شدن


به جبهه‌های جنگ می‌فرستادند


آن‌ها


حرف‌های ممنوعه می‌زدند


میهمانی‌های شبانه می‌رفتند


آوازهای عاشقانه می‌خواندند


عشق‌بازی‌های مخفیانه می‌کردند


 با صدای بلند


فحش می‌داند و می‌خندیدند


 هر آن چه نباید را می کردند


و سیاست‌مداران آن‌ها را


به جوخه‌های اعدام می‌سپردند



اما تنها اشتراک آن‌ها


نوجوانان برای هم‌آغوشی با یک دختر


دروغ می‌گفتند


و سیاست‌مداران


برای تجاوز به یک ملت


و تنها دلیل مرگ نوجوانان این بود


سیاست‌مداران


عاشق تمام کارهای نوجوانان بودند


هادی خوانساری 1390/9/21


+ نوشته شده در  90/12/11ساعت 13:45  توسط مهلا باران | 

کتابهای منتشر شده مهدیار جوان (جدید)


نام کتاب: شاه دل : باران در چاردیواری دیوانه بارید _ مناجاتنامه

نویسنده: مهتاب رشیدیان
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: این جا کجای پرواز است
نویسنده: سیده معصومه اجاق
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی

موضوع: مجموعه شعر



نام کتاب: قصه ی پرستو
نویسنده: حبیب میریوسفی
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: رمان


نام کتاب: شعله ای خُرد از اجاقی دور
نویسنده: سیده معصومه اجاق
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: اشک های خیس
نویسنده: لیلا عمرایی
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: رمان
+ نوشته شده در  90/12/11ساعت 11:48  توسط مهلا باران | 

بوسه در خشاب


برای شعر و شرافت یغما گلرویی


بوسه‌ها در خشاب یخ کردند


خنده‌ها در غبار ماسیدند

آفتاب از همه دلش گرفت

عاشقان از ترانه ترسیدند

سایه‌ها در تمام لحظاتم

پشت‌سر پیش رو و در روحم

رخنه کردند و در شبی تاریک

ساقه‌های بنفشه را چیدند

شهر محبوب من میان خون

شهر محبوب من میان ترس

کوچه‌ها را خودش قدم می‌زد

که همه مخفیانه پرسیدند

بوسه‌ها را که دست‌بند زدند

عاشقان را که بی‌هوا بردند

پس چرا نام عاشق ما را

بی‌وطن‌های خانه نامیدند

هادی خوانساری


+ نوشته شده در  90/12/02ساعت 12:32  توسط مهلا باران | 

برنزه‌ی اصل


غزل پیشرو به شاخ افریقا رسید

در سومالی .موگادیشو ودر شاخ آفریقا قحطی و خشک‌سالی آمده
دوازده میلیون‌ نفر در آستانه‌ی مرگ‌اند(و ما در بهار بندر موناکو کافه می رویم

قهوه می خوریم و هی عشق میکنیم)ُ

هشتصد میلیون نفر دچار سو تغذیه و چاقی از مشکلات اساسی انسان امروز است



جهان دچار بی‌آبی و من دچار بی‌عشقی


جهان دچار خون‌ریزی و من دچار بی‌دردی


دوباره شاخ آفریقا دوباره قحطی مزمن


صلیب سرخ آلوده دچار حصبه و زردی


گرسنگی مُدی کهنه است در این کرانه از دنیا


و تشنگی دایم هم مدی به زور و اجباری


در این کرانه‌ی خاکی در این ستاره‌ی بی‌سو


در این هجوم مردن که شده بساط نامردی


دوباره سهم آفریقا، زمین چه ناخن‌اش خشک است


سه‌چهارم زمین آب است و سهم تو تماما خاک


سه‌چهارم تو آب است و دهان تو همیشه خشک


تو منتظر که هر لحظه به آن قبیله برگردی


نه سرپناه و نانی نه که آب و خنده تنها تو


تمام روز را مجانی آفتاب می‌گیری


تو یک برنزه‌ی اصلی تو یک گرسنه‌ی دایم


قبیله‌ی تو مرده با تواَم تو هی.. تو هم سردی


هادی خوانساری/ تابستان1390

+ نوشته شده در  90/10/15ساعت 10:46  توسط مهلا باران | 



دروغ‌گوی مشهور


هادی خوانساری

شعرهای عاشقانه‌ای

برای زنان زیبایی می‌نویسم

و در آن‌ها به افتخار دست می‌یابم

عشق‌بازی می‌کنم

مشهور می‌شوم

عاشق می‌شوم

دولت تشکیل می‌دهم

و لایحه‌های جدیدی در عشق را

به مجلس می‌برم

آن‌چنان که رای تمام زیبایان

در انحصار من است

در هر شعر با زن زیبایی

به میهمانی و کافه‌ای می‌روم

و به دیگران فخر می‌فروشم

و بین مردان قدرت‌مند

برای خود دشمن‌تراشی می‌کنم

در شعرهایم

هر صبح که به سر کار می‌روم

دسته‌های گل روبان‌زده و نامه‌ها

باز کردن در را برایم سخت می‌کند

در شعرهای عاشقانه‌ام

زیبایان

مثل یک اسب مسابقه

بر سر من شرط می‌بندند

اما ای زن

که نمی‌دانم کجایی

در چه شهری یا کشوری

زبانت چیست

و چشمانت چه رنگی است

خود را بر من نمایان کن

تا همیشه به تنهایی در شهر

در کافه‌ها

و خیابان‌ها

و مجالس

رصد نشوم

و به دیوانگی متهم نشوم

به خیال‌پردازی و بیماری و تنهایی

تا دست از دسته‌ی کیفم بکشم

و دست در دست تو

به شب‌های شعر بروم

به خط مقدم نبرد

حالا که در شغل شاعری

لااقل دروغ‌گوی مشهوری شده‌ام

خود را بر من نمایان کن


+ نوشته شده در  90/09/28ساعت 12:33  توسط مهلا باران | 

متن سخن‌رانی هادی خوانساری در مجمع شعر آمریکای لاتین

درج در روزنامه آرمان مورخ: شنبه 5 آذرماه 1390

به مناسبت روز جهانی شعر (21 مارس2011) در مرکز UNEAC

با حضور نامدارانی چون سزار لوپز، پابلو آرماندو فرناندز، آیتانا آلبرتی، الکس پائوسیدیس، میگل بارنت و چهره های برجسته ی دیگر

بخش هایی از سخنرانی حذف شده است

و البته ممنون از معرفی روزنامه



شعر؛ ذاتا ضدجنگ است

هادی خوانساری شاعر، تئوریسن غزل پیشرو و فعال بین‌المللی صلح است که از اوایل دهه‌ی هفتاد، فعالیت ادبی خود را آغاز کرد و در اواخر دهه‌ی هفتاد مانیفست غزل پیشرو که امروز برخی نام‌های دیگری بر او گذاشته‌اند را ارایه کرد و در کتاب «چه‌ریک‌های جوان» خود به چاپ رساند. چهره‌هایی چون خانم سیمین بهبهانی، شمس لنگرودی، دکتر بهزاد خواجات، دکتر سیدعلی میرباذل، دکتر کیومرث منشی‌زاده و بسیاری نام‌های دیگر، حامی همیشگی شیوه‌ی تازه و همه‌گیر او در غزل بوده‌اند. هادی خوانساری در عرصه‌ی بین‌الملل هم از دهه‌ی هشتاد فعالیت خود را آغاز کرد و خیلی زود به موفقیت‌هایی دست یافت. شرکت در فستیوال‌ جهانی انجمن‌های صلح و دوستی دمشق، جشنواره‌ی جهانی جوانان و آزادی ونزوئلا، جشنواره جهانی شاعران هاوانا و... نمایندگی آسیا در هیات‌موسس کمیسیون جهانی شاعران صلح، سردبیری مجله‌ی پیوند ملل، ریاست انجمن دوستی ایران و کوبا و طراحی و معرفی پرچم جهانی شاعران صلح که به امضای بیش از هشتاد شاعر مطرح جهان از پنج قاره رسیده است، از فعالیت‌های دیگر اوست. دیپلم افتخار صلح و دوستی ملل سازمان بین‌المللی ایکاپ در سال 2011 به او اهدا شد. او سخن‌ران روز جهانی شعر در مجمع شاعران امریکای لاتین هم بوده که سخن‌رانی او از نظر محترم‌تان می‌گذرد. هم‌چنین مجموعه‌های «گزیده ادبیات معاصر»(145)، «کلاویای شکسته»، «چه‌ریک‌های جوان»، «دوست من چه‌گوارا»، «تظاهرات تک‌نفره» و «قاچاق عطر تو» منتشر شده. نگاه او تلفیقی از عشق و اعتراض است و آخرین اثر او «قاچاق عطر تو» (پنجاه‌وپنج شعر عاشقانه و ضدجنگ) شعرهای سپید اوست که با مقدمه‌ی دکتر کیومرث منشی‌زاده به چاپ رسیده است و نسخه اسپانیایی آن هم دردست چاپ است.





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/09/06ساعت 11:13  توسط مهلا باران | 

از شما دعوت می‌شود تا مقاله‌ی گذری بر تاریخچه‌ی غزل پیشرو روزنامه‌ی مردم سالاری تاریخ 7/آبان‌ماه/1390 را مطالعه نمایید. (توضیحی از آقای هادی خوانساری (تئوریسین غزل پیشرو): مستندات ذکر شده در مقاله، بریده‌ی جراید و غیره بعد از گذشت سال‌ها و تنها به دلیل سوءاستفاده و کم‌لطفی بسیار برخی دوستان ارایه می‌شود. بی‌شک تلاش‌های بعضی از دوستان هم از اهمیتی در اندازه‌ی خود برخوردار بوده است و البته نویسنده‌ی مقاله در جاهایی مخصوصا اواخر مقاله اشارات زیادی به فعالیت‌های جنبی من داشته که لطف ایشان مایه‌ی دردسر و جنبه‌ی تبلیغ به خود گرفته است. جالب توجه است که اگر بعضی‌ها یکی از این مستندات را در دست داشتند گوش فلک را کر می‌کردند و خود را صاحب و بنیان‌گذار شعر فارسی می‌خواندند اما نمی‌دانم باید با سانسور و غیرمجاز اعلام شدن چند ساله‌ی مجموعه شعرهایم مواجه شوم یا..

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم


لطفا برای خواندن مقاله ی درج شده در روزنامه ی مردم سالاری و برخی مستندات و بریده ی جراید روی ادامه ی مطلب کلیک نمایید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/08/14ساعت 0:0  توسط مهلا باران | 

برای دانلود این مجموعه روی عکس کلیک نمایید. سپس در صفحه ی باز شده روی گزینه ی cafekalamat کلیک نموده و از صفحه ی جدید این مجموعه را دانلود نمایید.


مجموعه شعر قاچاق عطر تو (۵۵ شعر عاشقانه و ضدجنگ)

هادی خوانساری

با مقدمه کیومرث منشی زاده


+ نوشته شده در  90/08/04ساعت 12:17  توسط مهلا باران | 

دانلود مجموعه شعر کلاویای شکسته: هادی خوانساری



برای دانلود این مجموعه لطفا روی جمله‌ی رنگ شده کلیک نموده سپس در

صفحه‌ی باز شده، Klavia را انتخاب و گزینه‌ی دانلود را کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  90/08/04ساعت 12:16  توسط مهلا باران | 


مهدیار جوان ناشر


تخصصی هنر و ادبیات




نام کتاب : قاچاق عطر تو
نويسنده: هادی خوانساری
سال و نوبت چاپ 1389
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب : شش شعله... قرعه... دشنه
نويسنده: سپیده نازیار
سال و نوبت چاپ 1389
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه داستان


نام کتاب : به سلامتی آب های آزاد
نويسنده: احمد ارجمندی
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: رگ‌های قلبی را بوسیدم
نویسنده: شیما ملاجعفر
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب : اگر نامت از دهانم درنرود
نويسنده: سپیده محمدخانی
سال و نوبت چاپ 1389
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب : پچ پچ باران
نويسنده: صلصال گیلانی
سال و نوبت چاپ 1389
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : خشتی کوچک
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: دل شده‌ي بي‌سبب
نويسنده : راحله جمشيدي فر
سال و نوبت چاپ 1388
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: تنهاییمٌ رج می زنم
نويسنده : مریم ابراهیمی نیا
سال و نوبت چاپ 1388
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : خشتی کوچک
موضوع: مجموعه ترانه

نام کتاب : مردم همه عاشق بودند
نويسنده: فریبا ارباب تفتی
سال و نوبت چاپ 1390
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رقعی
موضوع: مجموعه شعر


نام کتاب: نور پردازی برای طراحان امروز
ترجمه : محمد رضا نامدار ی, عباس حبیبی
سال و نوبت چاپ 1389
ناشر: مهديار جوان
قطع کتاب : رحلی
موضوع: روش خلاقانه در نورپردازی

+ نوشته شده در  90/07/06ساعت 14:3  توسط مهلا باران | 
کاغذهای بی‌کار


چرا از محبوبت جدا شدی؟


روزگارم خوب و آرام بود


محبوبم کنارم بود و هر صبح


با بوسه‌های او از خواب بیدار می‌شدم


و فنجان قهوه و رزی سفید روی میز آماده بود


چرا از محبوبت جدا شدی؟


عاشقانه دوستم داشت


همیشه چشم انتظارم بود


و تنهایم نمی‌گذاشت


از تمامی زن‌ها زیباتر بود


و صادق‌ترین زن جهان


چرا از محبوبت...


آخر خودکارم خشکیده بود


کاغذهایم بی‌کار شده بودند


خونم منجمد شده بود


و روحم شیطنت نمی‌کرد


هیچ فاصله و دردی نبود


و هیچ ضربه‌ای زخمی‌ام نمی‌کرد


از محبوبم جدا شدم


تا دل اولین معشوقه‌ام را


دوباره به‌دست بیاورم


شعر را می‌گویم


+ نوشته شده در  90/07/05ساعت 15:1  توسط مهلا باران | 

اسپــانیــا


با احترام به: ارنستو چه‌گوارا
امیلیانو زاپاتا
نلسون ماندلا
فدریکو گارسیا لورکا
پابلو نرودا
تو... و آزادی


اسبان وحشی در دل آتش رها عشق
آتش گرفته یالشان در بادها عشق

میدان مهیا تو لباس رقص در تن
میدان پر است از زخمی و خون و خدا عشق

باور ندارم دست‌های عاشقت را
حتا اگر با من برقصی پا‌به‌پا عشق

من کولی آواره‌ای گیتار در دست
اسپانیا، اسپانیا اسپانیا عشق

موهای خود را با گل لادن بپوشان
روبان بزن آماده شو حالا بیا عشق

حالا اِمیلیا‌نو زاپاتا تویی تو
در هر کجای این جهان من یا شما عشق

حتا هنوز اسب تو در هر کوه زنده است
اسطوره‌ی آزادی انسانِ با عشق

خاکستر تو شعله‌ی عشق است انگار
اِرنستو گوارا دلاسرنا کوبا عشق

اصلا تو نلسون نه خداوند سیاهان
اصلا خود رنجی تو از سلول تا عشق

بالای تپه زیر نور ماه خونین
اعدام دسته‌جمعیِ پروانه‌ها عشق

حالا همه چیز مرا از من بگیران
نان و هوا و زندگی جز بوسه را عشق

1378

+ نوشته شده در  90/06/28ساعت 13:48  توسط مهلا باران | 
بولدوزر کوچک

 

می‌رسند و طعمه‌ی تو را نخورده خورده می‌بلعند

لحظه‌ای که تو  شکار می‌کنی گروه کرکس‌ها

انقلاب تازه را که بر سر زبان می‌اندازی

ناگهان غریبه می‌شوی و متهم بله، ‌گویا

عده‌ای غریبه می‌رسند و راه بر تو می‌بندند

گرچه قاره‌ی جدید را تو کشف کرده‌ای اما

قارچ‌های کوچکی در این جزیره سردرآورده

باورت نمی‌شود جهان پر از شب است و زالوها

مثل بولدوزر ستاره می‌شوی و راه می‌سازی

ماهیان برکه را دوباره می‌بری لب دریا

هر کجای این جهان تو پادشاه شهر خود هستی

از موناکو تا پراگ و طنجه تا جنوب آفریقا

بگذر از کوتوله‌های شب‌رو که ستاره می‌دزدند

بگذر از حقارت کوتوله‌های غرق در رویا

 

هادی خوانساری
+ نوشته شده در  90/04/29ساعت 10:44  توسط مهلا باران | 

 

 

مجموعه ی قاچاق عطر تو

 

سروده ی هادی خوانساری در بوته ی نقد

 

 

می خواهم به غربت بروم

عاشق زنی شوم

و برای میهنم

گریه کنم

(ص66)

هادی خوانساری را به چند دلیل موجه از نظر خودم عزیز می دارم! یکی این که تا به امروز در مسلک و مرامی که برای خود در حیطۀ هنر و شخصیت اجتماعی به تبع آن برگزیده است ، پای می دارد ، ثابت قدم است و اعتقادی راسخ داشته به آن چه گفته است و از او شنیده ایم! دیگر این که در جهت جامۀ عمل پوشاندن و نیل به آن چه گفته و اندیشیده است ، تلاشی جامع و خستگی ناپذیر از وی در طول این سال ها شاهد بوده ایم! این هدف جهادی و کوششی در واقع چیزی نیست جز پاس داشت و تلاش در جهت محقق ساختن آزادی ، صلح ، نوع دوستی برای تمام ملل و انسان های حاضر در جهان و در قید حیات!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/03/29ساعت 10:59  توسط مهلا باران | 

تاملي دركتاب «قاچاق عطرتو» سروده ي «هادي خوانساري»

مهرنوش قربانعلي

«هراثرهنري پيش ازهرچيزماجراجويي ذهن است،رويا وتخيل مستلزم شهامت هستند ونيروي زنده وآفريننده ي ذهن آدمي را شكل مي دهند» تكاپويي كه ازعيان به نهان،ازشناخته به ناشناخته سوق پيدا مي كندودگرگوني مداوم را پديد مي آورد،ازسوي ديگرزندگي بدون گفت وشنود ممكن نيست، هرچندامروزدرقسمت اعظم جهان جاي آن را جدل گرفته است وهزاران صدا جدا جدا،شب وروز مشغول تك گويي هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/03/11ساعت 11:15  توسط مهلا باران | 

قاچاق شعر از هاوانا به بندرعباس

(نگاهی کوتاه به مجموعه شعر"قاچاق عطر تو" از هادی خوانساری)

مهدی موسوی /

بنا به قاعده، در این یادداشت نمی توان به تمام زوایای کتاب "قاچاق عطر تو" مجموعه ی تازه ی هادی خوانساری پرداخت و انتظاری که از 3 صفحه یادداشت با فونت 12 nazanin می رود تنها ترسیم شمایلی کلی و نگاهی مختصر به احوال شعری مولف این کتاب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/03/11ساعت 11:7  توسط مهلا باران | 

 

 

آوازه‌ خوان جهان

 

 

نقدي بر مجموعه قاچاق عطر تو سروده هادي خوانساري / روزنامه‌ی جام‌جم / مورخ: 5/3/1390 / رجوع شود به صفحه‌ی 8

 

جام جم آنلاين: در دهه 70، شعر در مرحله گذار از دوران آرماني و شعاري خود به مرحله تفرد و جزئي‌نگري مي‌رسد كه انگيزه خود را از كثرت‌گرايي مطرح در انديشه‌هاي اعتقادي و مردم‌محوري سياسي مي‌گيرد و بر آن است تا مي‌تواند، اجتماعي‌تر، به درد زندگي ‌بخورتر و پاسخگوتر باشد به اجتماعي كه حقيقتا شايد به اين باور رسيده است كه شعر را يا بايد در فضاهاي كهنه، تكراري و خواب‌آلود گذشته جستجو كرد يا در نقش برانگيزاننده سياسي ـ اجتماعي با كاركردي شعاري در فوران اتفاقات و حوادث جاري!

هادي خوانساري به عنوان شاعري جوان در چنين فضاي نوظهوري پا در ركاب شعر مي‌گذارد و با طرح مانيفست غزل پيش‌رو خود را مطرح مي‌كند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/03/05ساعت 10:33  توسط مهلا باران | 

«با تو این ترانه‌ها شنیدنی است»

آخرین مجموعه ترانه‌ی عبدالجبار کاکائی نقد و بررسی شد.

این برنامه در فرهنگ‌سرای رازی تهران و با حصور حمیدرضا شکارسری، هادی خوانساری و روزبه بمانی برگزار گردید.

جلسه‌ی نقد «قاچاق عطر تو»

(55 شعر عاشقانه و ضدجنگ) اثر جدید «هادی خوانساری» با حضور مهرنوش قربانعلی، سینا علی‌محمدی، دکتر کیومرث منشی‌زاده، سالار عبدی و علی عبداللهی برگزار خواهد شد. تاریخ برگزاری این برنامه شنبه مورخ 7/3/1390 ساعت 17:30 در فرهنگ‌سرای رازی تهران خواهد بود. گفتنی است بسیاری از شاعران دیگر نیز در این برنامه حضور خواهند داشت.

از شما عزیزان هم دعوت می‌شود تا در این برنامه حضور پیدا کنید.

+ نوشته شده در  90/03/03ساعت 14:39  توسط مهلا باران | 

دریافت دیپلم افتخار صلح و دوستی ملل ایکاپ

+ نوشته شده در  90/02/29ساعت 11:47  توسط مهلا باران | 

میزبان مهربانی شما هستیم.

هادی خوانساری شاعر و فعال صلح و مجموعه‌ی جدید وی

قاچاق عطر تو (55 شعر عاشقانه و ضدجنگ) با مقدمه‌‌ی «دکتر

کیومرث منشی‌زاده»

هم‌چنین مجموعه داستان «شش شعله... قرعه... دشنه...» از «سپیده

نازیار» و مجموعه شعر «مردم همه عاشق بودند» از «فریبا ارباب تفتی»

و... از مجموعه آثار تازه‌ی این انتشارات است.

تیتر مقدمه‌ی «قاچاق عطر تو» این گونه آغاز می‌شود:

«هادی را با آدم‌های احمق-خوش‌حال سروکاری نیست و شعر هادی چرت

آدمی را پاره می‌کند...

و در ادامه می‌نویسد:

هادی می‌گوید: «دیوانگانتم» که از دیوانه، یکی دو پله بالاتر است. می‌شود گفت هادی در این شعر زندگی کرده است و فی‌الواقع به دیوانگی خود اعتراف و ناگفته نماند که من هم که بر کتاب او مقدمه نوشته‌ام، بفهمی نفهمی، به شاعری او شهادت داده‌ام و حالا می‌فهمم که در این مملکت حساب و کتابی درکار نیست اگرنه آقای مذبور که هم شاعر است و هم دیوانه، راست راست توی خیابان و بیابان راه برود مگر این همه زندان و تیمارستان را برای چه کسی ساخته‌اند. پیشنهاد می‌کنم اگر وی را به جرم شاعری زندانی نمی‌کنند دست‌کم به دو جرم شاعری و دیوانگی به تیمارستان ببرند. (بسیاری از عاقلان را صرفا به جرم عقل برده‌اند تیمارستان و بسیاری از عاقلان را صرفا به خاطر یک جرم یعنی دیوانگی برده‌اند به تیمارستان در حالی که شاعر ما با این جرم، راست راست راه می‌رود و ما را چه غم که اگر این دیوانه راست راست راه می‌رود، دولا دولا شترسواری نمی‌کند و چیزهایی می‌گوید که نباید بگوید.

دریافت دیپلم افتخار صلح ملل ایکاپ

غرفه‌ی انجمن دوستی ایران و کوبا نیز در طبقه‌ی دوم بخش بین‌الملل برقرار خواهد بود و لازم به ذکر است که در دو ماه گذشته هادی خوانساری به روسیه و کوبا سفری داشت و به مناسبت روز جهانی شعر به سخن‌رانی با موضوع شعر ضدجنگ پرداخت، مصاحبه هایی با شبکه های کوباویسیون، رادیوهاوانا و دیدارهایی با رئیس سازمان صلح، مدرسه ی سینمایی هاوانا به ریاست گابریل گارسیا مارکز و دیدار با معاون وی، دیدار با خانواده ی ارنستو چه گوارا در منزل شخصی چه گوارا، شعرخوانی در جمع خانواده ی پنج زندانی در زندان های آمریکا داشت.

هم چنین وی به دریافت دیپلم افتخار صلح و دوستی ملل ایکاپ نایل گردید. دیپلم افتخاری که به افراد مهمی مانند مارادونا و هوگوچاوز اهدا شده است.

در زیر چند نمونه از اشعار مجموعه ی قاچاق عطر تو آمده است:

لبریخته

زیبای من

مرا ببخش

اگر نمی‌توانم پای‌بند تو باشم

با این که خون در رگ‌هایم بوده‌ای

چرخ آسیاب عشق و اندیشه‌ام

پایگاهی همیشگی برای برگشتن

و کافه‌ای امن برای قهوه نوشیدن

از تو لبریخته‌ی زیبایی‌ام

لبریخته‌ی زندگی

خیانت است یا نه نمی‌دانم

اما مرا ببخش

پیش از آن‌که به گوشت برسانند

اعتراف می‌کنم

مشامم از عطر زن دیگری

پر شده است

که نامش

آزادی است

کافه کلمات کولی

کلام پاک به سمت خدا می‌وزد

و من به سمت تو

ای بهترین کلمه

کاری جز این ندارم

که کلمات را دست در دست هم

پای آتش شعر برقصانم

کاری جز این بلد نیستم

کلمات زنان زیبایی‌اند

با گوشواره‌هایی بلند از عاج و صدف

و خلخال‌هایی از مروارید

من تنها کلمات تنها را از خلوت

و کلمات خیابان‌گرد را از سر چهارراه‌ها

که اسفند دود می‌کنند

و کلمات بی‌سرپناه را که کارتن خوابند

پیدا می‌کنم و برایشان

خانواده تشکیل می‌دهم

و سرپناهی تدارک می‌بینم

کاری جز این بلد نیستم

دستشان را می‌گیرم و در کنار هم

یک‌جانشین می‌کنم

کلمات کولی را که ساز می‌زنند

سامان می‌دهم و برای همه

مجالس رقص برپا می‌کنم

کلام پاک به سمت خدا می‌‌وزد

و من کاری جز این ندارم

من چریک کلماتم و تنها

کلمات وحشی را افسار می‌زنم

اهلی می‌کنم

و رقص اسب‌های دِرِساژ را

شعر می‌کنم

کاری جز این ندارم

من صاحب کافه‌ی بزرگ

شبانه‌ی کلماتم

که زیبایان اشرافی می‌رقصند

من صاحب بنگاه دوستی کلمات

من عاقد کلمات بی‌کسم

من خط مستقیم تماس عاشقان هستم

کاری جز این بلد نیستم

که کلمات پیر و جوان را آشتی دهم

وقتی که عکس پیری و جوانی هر دو را

روبه‌رویشان می‌گذرام

کاری جز این بلد نیستم

که تمام سرزمین‌ها و اقوام‌ را

در یک شعر جمع کنم

و کارون را به خزر بریزم

کاری جز این بلد نیستم

و ابزاری جز کلمه ندارم

نه اسلحه

نه تراکتور

نه تور ماهی‌گیری

تنبل‌ترین آدم روی زمین نیستم

دردمندترین آدم روی زمینم

کاری جز این بلد نیستم

شکست

من با تمام جهان

می‌جنگم

تو با من

و تو

تمام جهان را

شکست خواهی داد

+ نوشته شده در  90/02/12ساعت 13:23  توسط مهلا باران | 

 گفتم

برای پایان عشق تو در ذهن من

تو با معشوق جدیدی

و من با محبوب دیگری

چهار نفری

ضیافت شامی میهمان من

ضیافت برقرار شد

او با مرد دیگری آمد

و من دست در دست شعر

ما تنها

سه نفر بودیم

 

                                                                                 هادی خوانساری 14/4/1389

+ نوشته شده در  89/08/01ساعت 23:49  توسط مهلا باران | 
امام کعبه ی فقرایی رضای اهل بهشت
شکوه عشق وصفایی که ایزدت بسرشت
رضای اهل رضایی صفای اهل صفا
نماد مهر و وفایی امام اهل وفا
امام هر چه غریبی غریبه الغربا
ضمانت خلفایی معینه الضعفا
صفا ومروه نداری دو پنجره اما
که باز می شود از اذن تو سمت خدا
و اهوان جهان هم که وامدارتواند
کبوتران حرم هم چه بی قرار تواند
زیارت حرمت هم زیارت وارث
ارادتم چه بگویم از اکبر الحادث
فدای زرضریحت وحُرمت حرمت
نیازمند تو هستم فدای هر کرمت
نخست مقصد هر چه مسافری تو امام
به سامرا و نجف , مکه , کربلایاشام
تویی که ضامن حفظ وجود ایرانی
تویی که صاحب این خانه ای و مهمانی
اجاره دار تو هستیم یا امام رضا(ع)

فقیر و شاه پرستیم یا اما رضا(ع)

***
سلام شاه چراغ چهلچراغ نور
فدای خاک قدمگاهت از برای عبور
سلام حضرت معصومه ای کریمه ی عشق
فدای عشق و وفاداریت رحیمه ی عشق
سلام ما به امام زمان شریک در قران
سلام مهدی دوران امام انس و جان
تو مشهد شهدای , تو عالم علما
رحیم اهل رهایی , فضیلت الفضلا
                                                                                    شعر از: هادی خوانساری

+ نوشته شده در  89/07/27ساعت 14:7  توسط مهلا باران | 

 

شرایط ویژه

موسسه انتشاراتی مهدیار جوان تصمیم دارد تا یک‌سری مجموعه‌های

 جمعی از شاعران، مترجمان و نویسندگان هم‌نسل، هم‌ژانر، هم‌‌استانی و

 هم‌شهری به چاپ برساند.

 موسسه انتشاراتی مهدیار جوان مرکز تخصصی شعر و ادبیات، ادامه‌ی راه

انتشارات فراگاه بوده و با همکاری یک تیم حرفه‌ای و با بالاترین کیفیت، آثار را

 به چاپ می‌رساند. باتوجه به روابط عمومی و ارتباطات مدیران این مرکز، آثار

 به شکل مناسبی در مراکز ادبی، اینترنت و رسانه‌ها معرفی خواهند شد.

 عنوان این سری کتاب‌ها، کافه کلمات یک تا ... می‌باشد که کافه کلمات

چهارنیز در دست اقدام است.  اثر شما می‌تواند کافه کلمات پنج یا بعدی

باشد.

 باتوجه به تعداد آثار و افرادی که دریک مجموعه حضور خواهند داشت، هزینه

 تعیین شده و به مقدار دو برابرِ هزینه‌ی دریافت شده به قیمت پشت جلد،

 کتاب تحویل شاعر یا هر نویسنده خواهد شد. هزینه‌ی هر صفحه کتاب زیر

 160 صفحه معادل 16هزار تومان و کتاب‌های بالای 160 صفحه، 14هزار

تومان می‌باشد. مثلا ده صفحه از یک کتاب که به اثر شما اختصاص یابد،

هزینه‌ای معادل 160 یا 140 هزار تومان خواهد داشت و معادل 320هزار

تومان به شما کتاب تحویل خواهد شد.

دوستانی هم که تیمی را برای مجموعه‌ی جمعی درنظر ندارند می‌توانند

آثارشان را به مرکز نشر تحویل داده تا مجموعه‌ی مناسبی برای آثار آن‌ها

درنظر گرفته شود. لطفا به کلیه‌ی دوستان اطلاع‌رسانی کرده و جهت

دریافت اطلاعات بیش‌تر در این زمینه، با ما تماس بگیرید:

 

02614418696  

      09195050480 

+ نوشته شده در  89/07/23ساعت 0:56  توسط مهلا باران | 

 

1-دیدار با وزیر خارجه کوبا برونو رودریگز باریلا و اهدای تابلو فرش منشور کوروش (منشور  حقوق بشر) به وی به نمایندگی از مردم بزرگ ایران

 

2-داوری بخش کلاسیک جشنواره شعر دانشجویی خواجه‌ی راز و حضور در شیراز در روز بیستم مهرماه هم‌زمان با روز حافظ

 

3-تهیه‌ی یک قسمت از سریال ده قسمتی با ده شخصیت از طرف شبکه دو سیما باعنوان کافه کربلا که هادی خوانساری نیز یکی از آن‌هاست، که موضوع آن نوع نگاه کاملا متفاوت، بین‌المللی و انسانی به عاشورا و حسین‌بن‌علی(ع) است. البته اگر به تیغ شدید سانسور گرفتار نیاید حرف‌های ایشان.

 

4-برنامه‌ریزی و دبیری کنفرانس خبری سفیر کوبا آقای ویلیام کاربو ریکاردو در موسسه توسعه روابط بین‌الملل با حضور برخی از اعضای انجمن دوستی ایران و کوبا، سفیر سابق ایران در کوبا، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها، شبکه پرس تی‌وی و شبکه دو سیما.

 

5-ارسال مجموعه شعرهای سپید عاشقانه وی باعنوان (قاچاق عطر تو) به وزارت ارشاد بامقدمه‌ی بیست صفحه‌ای دکتر کیومرث منشی‌زاده شامل 55 شعر عاشقانه و ضدجنگ.

+ نوشته شده در  89/07/17ساعت 16:39  توسط مهلا باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کـــــافـه کـلـمـــــــات

پایگاه تخصصی ادبیات (شعر و...) و هنر
موسسه انتشاراتی مهدیار جوان
همراه : 09195050480
تلفکس : 4418696-0261

پیوندهای روزانه
رئيس انجمن دوستي ايران و كوبا اعلام كرد:
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم اسفند 1390
هفته دوم اسفند 1390
هفته اوّل اسفند 1390
هفته سوم دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
پیوندها
سپیده نازیار
جن و پری (نشریه ی ادبی)
علیرضا آدینه
علی باباچاهی
دکتر رضا براهنی
بهزاد خواجات
محمدعلی بهمنی
علی عبداللهی
شمس لنگرودی
علیرضا پنجه ای
بیژن الهی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM